bank
پنجشنبه 26 دی 1392 :: نویسنده : محمد جعفر مدهوش

                                                  اتفاقی خاص در عرش عظیم افتاده بود

 

لرزه بر اندام شیطان رجیم افتاده بود

 

 

 چونکه بر پیشانی مولود پاک آمنه

 

 

 نقش بسم الله الرحمن الرحیم افتاده بود

 

 

 از ازل در آخرین جام می پیغمبری

 

 

   عکس زیبای رخ طفلی یتیم افتاده بود

 

 

بر سرش زان دم که پا بر عرصه گیتی نهاد

 

 

پرتو نور خداوند کریم افتاده بود

 

 

 

 

میلاد پیامبر نور و مهر بانی حضرت محمد صلی الله علیه و آله

 

 

وحضرت امام جعفر صادق علیه السلام

 

 برجهانیان مبارکباد





نوع مطلب : متفرقه، 
برچسب ها : تولد پیامبر اسلام،
لینک های مرتبط :

دوشنبه 18 آذر 1392 :: نویسنده : محمد جعفر مدهوش

هر صبح خورشید فریاد می زند :

 آهای آدمها ، کتاب زندگی چاپ دوم ندارد ،

پس تا می شود عاشقانه زندگی کنید.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

پنجشنبه 9 آبان 1392 :: نویسنده : محمد جعفر مدهوش
9 آبان



 بر تمام متولدین 




این روز و ایرانیان



 مبارک 




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

پنجشنبه 9 آبان 1392 :: نویسنده : محمد جعفر مدهوش
این روزبر کلیه خانواده های محترم 



و بازنشستگان عزیز




 علی الخصوص بازنشستگان


 آموزش و پرورش و  بانکها 



مبارک باد.



برای شادی روح تمام درگذشتگان


 یک صلوات .




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

یکشنبه 5 آبان 1392 :: نویسنده : محمد جعفر مدهوش


اون که یه وقتی تنها کسم بود                                                             


                                        تنها پناه دل بی کسم بود


تنهام گذاشت و رفت از کنارم                                                


     از درد دوریش من بی قرارم


خیال می کردم پیشم می مونه                                                                  


                     ترانه عشق واسم می خونه


خیال می کردم یه هم زبونه                                                          


                                                       نمی دونستم نامهربونه


با این که رفته اما هنوزم                                       


                                       ا زداغ عشقش دارم می سوزم


فکروخیالش همش باهامه                                                                          


               هرجا که می رم جلو چشامه


          دلم می خواد تا دوام بیارم                          


                                           رو درد دوریش مرحم بزارم

                                          

                                  

                                          اما نمی شه ،راهی ندارم                                                                    




                                                                                                      
                                                                                             نمی تونم من طاقت بیارم




نوع مطلب : متفرقه، 
برچسب ها : تنها پناه دل،
لینک های مرتبط :

یکشنبه 5 آبان 1392 :: نویسنده : محمد جعفر مدهوش

مردی

در سوگ پدر:

در دل باغ محبت گل بی خاری بود

 

مظهر صدق و صفا سرور و سالاری بود

آه از این داغ که بر خانه دل سایه فکند

 

رفت مردی که در این دایره پرگاری بود

آن که امروز به این خاک سیه مهمان است

 

اسوه ی غیرت و پاکی و وفاداری بود

 


زحمتکش

در سوگ پدر:

رفت از بر ما سرور ما، تاج سر ما

 

زحمتکش مظلوم خدایا پدر ما

 


پرپر

در سوگ پدر:

در سوگ مادر:

پدرم (مادرمدست اجل زود تو را پرپر کرد

 

پسرت (دخترتگریه کنان رخت عزا بر تن کرد

دوستانت همگی در (از) غم تو نالیدند

 

اشک چشم همگان خاک مزارت تر کرد

 


اسیر غروب

در سوگ پدر:

نشسته‌ام تک و تنها، اشک می‌ریزم

 

پدر تو رفتی،‌ این روزگار بی تو گذشت

تو در مسیر طلوعی و من اسیر غروب

 

بیا ببین چگونه شب تار بی تو گذشت






نوع مطلب : متفرقه، 
برچسب ها : مردی،
لینک های مرتبط :

یکشنبه 5 آبان 1392 :: نویسنده : محمد جعفر مدهوش

معلم

در سوگ معلم:

عمری به ره علم قدم بنهادم

 

در محنت تعلیم به پا اِستادم

شادم که جوانان پژوهنده علم

 

تحویل به اجتماع ایران دادم

 


قصه گو

در سوگ پدر و مادر:

دست دنیا در میان ناله‌ها رو می‌شود

 

قصه گویی با سکوت خاک هم خو می‌شود

آن صدایی که درونش قصه‌ها جان می‌گرفت

 

قصه‌هایی که فقط با عشق پایان می‌گرفت

پیش چشم ما درون خاک پنهان می‌شود

 

دست‌های قصه گو، ای وای، بی جان می‌شود

قصه گوی خوب ما رفتی به خواب، اما بدان

 

خواب دیدم خانه‌ای داری میان آسمان!

 


خوشنام

در سوگ پدر:

از میان جمع ما نام آوری خوشنام رفت

 

وی بزرگ خاندان بود، چه خوش فرجام رفت

بود مولایش، علی، در لحظه های عمر او

 

جانب پروردگارش، با دلی آرام رفت

 

 


شمع

در سوگ پدر

مهربان بابا تو رفتی جان ما را سوختی

 

آتشی از هجر خود بر جان ما افروختی

تا که هستیم در فراقت اشک ریزیم همچو شمع

 

چون که با رنج فراوان شمع ما افروختی

 


بی منت

در سوک پدر و مادر:

پدر جان (مادر جان) لحظات از پی هم می‌آیند و می‌روند اما تو نیستی

 

ولی یاد مهربانی و خوبی‌های بی منت تو گذر عمر را بر ما آسان نموده است.

 

بی تو زیستن برایمان سخت و دشوار است

 

اما ما صبر و مهربانی و خوب بودن را از تو آموختیم تا یاد و خاطره‌ات را زنده نگه داریم.

 

 

گل بی خار

در سوگ پدر:

در دل باغ محبت گل بی خاری بود

 

مظهر صدق و صفا و سرور و سالاری بود

آه از این داغ که بر خانه دل سایه فکند

 

رفت مردی که در این دایره پرگاری بود

آن که امروز به این خاک سیه مهمان است

 

اسوه ی غیرت و پاکی و وفاداری بود

 


بیتا

در سوگ پدر:

زندگی با پدر زیبا بود

 

خانه روشن از آن سیما بود

دیده از دیدنش بینا بود

 

در جهان گوهری بیتا بود

 

 

 





نوع مطلب :
برچسب ها : معلم،
لینک های مرتبط :

یکشنبه 5 آبان 1392 :: نویسنده : محمد جعفر مدهوش
نگاه

با نگاهت حرفها با من زدی

آتشی بر خرمت دلها زدی

آندم آخر چه بر لب داشتی 

حسرتش را بر دلم بگذاشتی

داغ فراق

من (ما) داغ فراق دیده بودم (بودیم)

افسانه غم شنیده  بودم (بودیم)

اما غم تو چه جانگداز است 

دردیست که قصه اش دراز است 



در سوگ پدر:

پدرم نقش تو اگر از میانه برخاست


اندوه تو جاودانه بر پاست



در سوگ پدر:

شب آخر چه صمیمانه نگاهی کردی

من صمیمانه دلم سوخت و تو آهی کردی

بین خوبان جهان هیچ کس مثل تو نیست

پدرم هیچ زمان، هیچ کس، مثل تو نیست



در سوگ پدر و مادر:

وقتی ز دست ما و نماند از برای ما

غیر از غمی ، شكسته دلی، جان خسته ای


تو مرغ جاودان بهشتی شدی ولی

داند خدا كه پشت پسر را شكسته ای



در سوگ پدر:

من تاج سر ندارم

دیگر پدر ندارم

می سوزم از هجران بابا

ز تن شده قرارم

که من پدر ندارم

جانم شود قربان بابا



در سوگ پدر:

دلم پر ز غم و درد است ای وای

هوای خانه مان سرد است ای وای

پدر رفت و از او جز قاب عکسی

نمانده، در کنارم نیست ای وای




در سوگ پدر:

غم مرگ پدر کوچک غمی نیست

جگر می سوزد و درد کمی نیست

پدر زیبا گل باغ وجود است

که بی او زندگی جز ماتمی نیست



در سوگ پدر:

روی یک تخت چوبی، بد حال، چشمهایی که گودتر می شد

اشکهایی که حلقه می بستند، قرصهایی که بی اثر می شد

صبح یک روز گرم تابستان، آخرین سرفه در فضا پیچید

آخرین برگ از درخت افتاد، پدر آماده سفر می شد



در سوگ پدر:

پدر خوبم،

تو مسافر امتداد زندگیمان بودی

که بار سفر را بی خبر بر دوش خسته ات نهادی

و رفتی

سایه ای بودی و پناهی

و ما مغرور به داشتن تو



در سوگ پدر:

صد بار خدا مرثیه خوان کرد مرا

در بوته ی صبر امتحان کرد مرا

هرگز نشکست پشتم از هیچ غمی

جز مرگ پدر که ناتوان کرد مرا



در سوگ پدر:

بنال ای دل که من بابا ندارم

به سر آن سایه طوبی ندارم

بنال ای دل شدم تنهای تنها

انیس و مونس شب‌ها ندارم

بنال ای دل که شادی از دلم رفت

چو غنچه خنده بر لب‌ها ندارم

 



 در سوگ پدر:

افسوس، صد افسوس پدر از کف ما رفت

آن گوهر تابنده و پر مهر و وفا رفت

ما را نبود چاره به جز صبر در این غم

با حکم خدا آمد و با امر خدا رفت

 



در سوگ پدر:

چه شبها تا سپیده درد کشیدی

ندای یا علی، یا رب کشیدی

بخواب آرام، پدر جان در مزارت

که پایان شد تمام دردهایت



در سوگ پدر:

با صفا مردی از این دنیا گذشت

یا علی گفت و چه بی پروا گذشت

دوستان اندر عزایش اشک ریز

مرشدی کامل، علی گویان گذشت



در سوگ پدر:

گفتی پدر به من، که تویی نور دیده‌ام

من نور دیده، جز تو کسی ندیده‌ام

بسیار درد و غم که تو با جان خریده ای

با غم نشسته ای که من از غم رهیده‌ام



در سوگ پدر:

آن کس که مرا روح و روان بود، پدر بود

آن کس که مرا راحت جان بود، پدر بود

افسوس که رفت از سرم، آن سایه رحمت

آن کس که برایم نگران بود، پدر بود

نقل از کتاب گل‌های محبت (سید مهدی بامشکی)



در سوگ پدر:

پنهان به خاک گشت چو قد رسای تو

غمگین مباش، در دل ما هست جای تو

از مرگ ناگهانیت ای نازنین پدر

بیگانه سوخت تا چه رسد آشنای تو

نقل از کتاب گل‌های محبت (سید مهدی بامشکی)



در سوگ پدر:

پدرم بارش باران صفا بود

پدرم جلوه ایمان و رضا بود

پدرم بر سر ما مرغ هما بود

پدرم آینه آینده ما بود

پدرم در همه حال کارگشا بود

پدرم حاکم پیمان و وفا بود



در سوگ پدر:

چون سایه ی رب بر سر ما سایه پدر بود

برسایه ی رب در صحف همسایه پدر بود

ایزد چو بفرمود که او رب صغیر است

در دفتر عشق آیه و سرمایه پدر بود



در سوگ پدر:

پدر در گرانبهایی است که بودنش در کنارت، زندگی بخش است،

وقتی در کنارت نیست، به خود می آیی و می دانی که چه گوهر گرانبهایی را از دست دادی

و آنچه می ماند، خاطرات یاد و نامش، و افسوس نبودنش!







نوع مطلب :
برچسب ها : داغ فراق،
لینک های مرتبط :

دوشنبه 1 مهر 1392 :: نویسنده : محمد جعفر مدهوش

روز اول مهرماه

 

روز شروع درس و تحصیل

 

بر تمامی دانش اموزان و معلمان

 

مبارک باد





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

دوشنبه 10 تیر 1392 :: نویسنده : محمد جعفر مدهوش

 


تشتر، ستاره‌ی رایومند فرهمند را می‌ستاییم که شتابان به سوی "فراخکرت" بتازد

.
چون آن تیر ِدر هوا پَران که آرش تیرانداز، بهترین تیرانداز ایرانی، از کوه "اَیریو خشتوثَ

 

" به سوی کوه "خوانونـَت" بیانداخت...

 

 


آنگاه آفریدگار اهوره‌مزدا بدان دمید، پس آنگاه [ ایزدان ] آب و گیاه، مهر فراخ چراگاه، آن [ تیر ] را راهی پدید آوردند.

 

اوستا، تشتر یشت، کرده ی چهارم.

 

 


جشن تیرگان یکی از بزرگترین جشن های ایران باستان در ستایش و گرامیداشت تیشتَر یا تِشتَر یا تیر یا شباهنگ (شِعرای یَمانی)، ستاره‌ی باران آور در باورهای مردمی است. تشتر درخشانترین ستاره‌ی آسمان که در نیمه‌ی دوم سال، هم زمان با افزایش بارندگی‌ها، در آسمان سرِ شبی دیده می شود.

درباره‌ی جشن تیرگان دو بازگفت هست :

نخستین بازگفت که در اوستا، تشتر یشت یا تیر یشت گفته می شود، از آن فرشته باران یا تیشتر است و نبرد همیشگی میان نیکی و بدی است.
تیشتر فرشته‌ی باران است که در ده روز نخست ماه به چهره‌ی جوانی پانزده ساله و در ده روز دوم به چهره‌ی گاوی با شاخ‌های زرین و در ده روز سوم به چهره‌ی اسپی سپید و زیبا و زرین گوش در می آید و با ساز و برگ زرین به دریای کیهانی فرو می‌رود. در آنجا با دیو خشکسالی "اپوش" که به ریخت اسپ سیاهی است و با گوش و دم سیاه خود، نمایی ترسناک دارد، روبه‌رو می‌شود. این دو، سه شبانه روز با یکدیگر به نبرد برمی‌خیزند و تیشتر در این نبرد شکست می خورد.
تیشتر به نزد پروردگار آمده و از او یاری می‌جوید و به خواست خداوند بر اهریمن خشکسالی پیروز می‌گردد و آب ها می‌توانند بدون جلوگیری به كشتزارها و چراگاه‌ها جاری شوند. باد ابرهای باران زا را که از دریای گیهانی برمی‌خاستند به این سو و آن سو راند، و باران های زندگی بخش بر هفت کشور زمین فرو ریخت. از این رو برای این پیروزی ایرانیان این روز را به جشن پرداختند.

بازگفت دوم درباره‌ی آرش کمانگیر میتخت (اسطوره) و كهرمان (قهرمان) مردمی ایرانیان است. چنین گویند كه میان ایران و توران سال‌ها جنگ و ستیز بود. در نبردی میان افراسیاب تورانی و منوچهر پادشاه ایران، سپاه ایران شکست سختی می خورد. این رویداد در روز نخست تیر روی می‌دهد و در گذشته‌ها این روز برای ایرانیان سوگ مردمی بود و چشمگیر است بدانید که هنوز هم زرتشتیان در این روز از خانواده‌های سوگوار دیدار می‌كنند.
سپاه ایران در مازندران به تنگنا می‌افتد و سرانجام دو سوی نبرد به سازش در می‌آیند. در گفتگویی برای آشتی شاه ایران پیشنهاد می‌كند كه برای نشان گزاری مرز به اندازه ی پرتاب یك تیر از سوی تیراندازی از سپاهش سازش شو‌د. آنان می پذیرند که از مازندران تیری به سوی خاور [خراسان] پرتاب کنند، هر جا تیر فرود آمد همان جا مرز دو کشور باشد.
در گفتگو بودند كه سپندرمت [ به پارسی پهلوی سپندرمت و به پارسی اوستایی سپنت آرمئیتی] ایزدبانوی زمین پدیدار می شود و به منوچهر شاه ایران می گوید كه فرمان دهد تیر و کمانی بیاورند و همچنین پرتاب كننده آن را نام می برد. به فرمان شاه آن مرد كه آرش پهلوان نام داشت را آماده می‌كنند. آرش در میان ایرانیان بزرگترین کماندار بود. پادشاه به آرش می‌گوید که کمان بردارد و تیری به سوی خاور پرتاب کند. آرش می‌داند که پهنای کشور ایران به نیروی بازو و پرش تیر او بسته است پس باید جان خود را در این راه بگذارد!
آرش كمانگیر آماده و برهنه می‌شود و روی به پادشاه، سپاهیان و مردمان می‌كند و می‌گوید: پیكر مرا ببینید كه از هر زخمی پاك است. می دانم چون تیر را از کمان رها کنم همه‌ی نیرویم با تیر از تنم بیرون خواهد آمد و پیكرم پاره پاره خواهد شد.
آنگاه آرش تیر و کمان را بر‌می‌دارد و بر بلندای کوه دماوند می‌رود و به نیروی خدا داد آن چنان زه را می‌كشد كه تا پایان باز می شود و تیر را رها می‌كند و خود بی‌جان بر زمین می افتد و بدنش پاره پاره می شود و می میرد.
هرمز، خداوند بزرگ، به فرشته‌ی باد "وایو" فرمان می‌دهد تا تیر را نگهبان باشد و از گزند دور نگه دارد. تیر از بامداد تا نیمروز در آسمان می‌رود و از کوه و در و دشت می‌گذرد تا به دورترین جای خراسان در کنار رود آمو (جیحون) بر تنه‌ی درخت گردویی که بزرگتر از آن در گیتی نبود، می‌نشیند.
آنجا را مرز ایران و توران جای دادند و هر سال به یاد آن مردم جشن تیرگان را برپا كردند و به شادی و پایكوبی پرداختند.

آیین های جشن تیرگان:


آب پاشی :

این آیین در کنار آب ها، همراه با آب و آب پاشی و آرزوی بارش باران در سال پیش رو برگزار می‌شود و همچون دیگر جشن‌هایی که با آب در پیوند هستند، به نام آبریزگان یا آب پاشان یا "سر شوران" یاد شده است.
در گذشته تیرگان روز بزرگداشت نویسندگان و گاه به روز "آرش شیوا تیر" هم بود.

آیین مروا (فال) کوزه :

یکی دیگر از آیین این جشن مانند بسیاری از جشن های دیگر ایرانی مروا (فال) کوزه یا "چکُ دولَه"
است.
روز پیش از جشن تیرگان، دوشیزه ای را برمی‌گزینند و کوزه ی سفالی، سبز رنگ و دهان گشادی به او می‌دهند که "دوله" نام دارد. او این كوزه را از آب پاک پر می‌کند و یک دستمال سبز ابریشمی را بر روی دهانه‌ی آن می اندازد، سپس دوله را نزد کسانی که آرزویی در دل دارند، می‌برد. آنان چیز کوچکی مانند انگشتر، گوشواره، ماهچه‌ی سر (سنجاق سر)، سیكو (سکه) یا مانند آن در آب دوله می اندازند. سپس دختر دوله را به زیر درختی همیشه سبز چون سرو یا مورد می‌برد و در آنجا می‌گذارد.
در روز جشن تیرگان و پس از مراسم آبریزان، همه‌ی کسانی که در دوله چیزی انداخته اند و آرزویی داشته اند، گرد هم می آیند و دوشیزه دوله را از زیر درخت به میان همه می آورد. بیشتر در این مروا گیری (فال گیری) بانوان می‌انبازند (شركت می‌كنند). سپس سال خوردگان با آوایی بلند به پسا (نوبت) چامه هایی (شعرهایی) می خوانند و دختر در پایان هر چامه، دست خود را در درون دوله می برد و یک چیز را بیرون می‌آورد. بدینسان دارنده آن چیز درمی‌یابد که چامه خوانده شده از آن خواسته و آرزوی او است.

دستبند تیر و باد :

در آغاز جشن پس از خوردن شیرینی، بندی به نام "تیر و باد" که از 7 ریسمان به 7 رنگ گوناگون بافته شده است به دست می بندند و در باد روز از تیرماه [پس از 9 روز] این بند را باز کرده و در جای بلندی مانند پشت بام به باد می سپارند تا آرزوها و خواسته هایشان را همچو پیام رسان به همراه ببرد.
این کار با خواندن چامه زیر انجام می شود:
تیر برو باد بیا اندوه برو شادی بیا
رنج برو روزی بیا خوشه‌ی مرواری بیا


جشن تیرگان خجسته باد

 

 





نوع مطلب : زنگ تفریح، 
برچسب ها : جشن تیرگان،
لینک های مرتبط :

روزولادت

 

حضرت امام زین العابدین (ع) 

 

و روز

 

 زیارت پیر سبز

 

 

بر همگان مبارك باد





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

پنجشنبه 23 خرداد 1392 :: نویسنده : محمد جعفر مدهوش

روز ولادت

 

حضرت ابوالفضل العباس (ع)

 

 

بر تمامی جانبازان ایران

 

 

 مبارك





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

چهارشنبه 22 خرداد 1392 :: نویسنده : محمد جعفر مدهوش

روز سوم شعبان  

 

 

 روز پاسدار

 

 

بر تمامی پاسداران ایران

 

 

 

 مبارك باد





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

دوشنبه 20 خرداد 1392 :: نویسنده : محمد جعفر مدهوش
 
 
بـــه یــــــزدان كه گـــرمـــــــــا خــــــــــــــــــــــرد داشتیم
 
 
 
 
كجـا ایـــــــــــــن ســــــــرانجــــــــــــ ام بـــــــــــد داشتیم
 
 
 
 

صنایع دستی نوعی کار است که در آن لوازم تزئینی و کاربردی تنها با استفاده از دست یا ابزار ساده ساخته می‌شود. معمولاً این کلمه به روشهای سنتی ساختن کالاها اطلاق می‌گردد. استادکاری مخصوص هر یک از این موارد مهم‌ترین ملاک است. چنین چیزهایی اغلب از لحاظ فرهنگی و یا مذهبی فوق العاده هستند. لوازمی که بصورت تولید انبوه و یا با ماشین آلات مختلف ساخته می‌شوند جزء صنایع دستی نیستند.

آنچه مقولهٔ صنایع دستی را از هنر کاردستی متمایز می‌سازد، هدف از ساخته آنهاست. صنایع دستی لوازمی هستند که قرار است مورد استفاده قرار گرفته و کهنه، پوسیده و غیره شوند. مورد استفاده آنها بیش از یک تزئین ساده‌است. صنایع دستی اغلب کارهای فرهنگی و رسومی تری تلقی می‌شوند زیرا به عنوان بخشی از ملزومات زندگی روزمره مطرح هستند. درحالی که هنر و کاردستی بیشتر یک فعالیت سرگرمی گونه و یک ارائه بی نقص از یک تکنیک خلاقیت است. از جنبه‌های عملی انواع مختلف صنایع دستی به دلیل شباهت مورد استفاده همپوشانی زیادی دارند.

۱۰ ژوئن روز جهانی صنایع دستی است.

در ایران سازمان میراث فرهنگی متولی این بخش می‌باشد. صنایع دستی معروف ایرانی:

گلیم، فرش، گبه، قلمزنی، شیشه گری، منبت کاری، مینا کاری، سفال، چوب







نوع مطلب : زنگ تفریح، 
برچسب ها : صنایع دستی،
لینک های مرتبط :

شنبه 18 خرداد 1392 :: نویسنده : محمد جعفر مدهوش

18 خرداد ماه

 

 

سالروز ملی شدن بانكها

 

 

در سال 1358 

 

 

بر تمامی

 

 بانكداران ایران

 

 

مبارك باد





نوع مطلب : تعریف و تاریخچه، 
برچسب ها : ملی شدن بانكها در ایران (1358)،
لینک های مرتبط :



( کل صفحات : 14 )    ...   2   3   4   5   6   7   8   ...   
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : محمد جعفر مدهوش
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
دانلود آهنگ جدید